ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
507
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
وفات الملك العزيز صاحب مصر و حكومت برادرش الملك الافضل در بيستم محرم سال 595 الملك العزيز عثمان بن صلاح الدين يوسف بن ايوب صاحب مصر درگذشت . چون او بمرد ، فخر الدين اياس چركس [ ( 1 ) ] از موالى پدرش كه زمام امور دولت او را به دست داشت نزد الملك العادل ابو بكر بن ايوب كس فرستاد و او را به مصر فراخواند . الملك العادل ماردين را در محاصره داشت . فخر الدين كه از موالى صلاح الدين بود با الملك الافضل پسر صلاح الدين دل بد داشت . ولى موالى صلاح الدين و اسد الدين شيركوه و كردان دل با افضل داشتند . چون فخر الدين چركس آنان را گرد آورد تا در امر حكومت راى بزند ، خود گفت پسر الملك العزيز را به جاى پدر مىنشانيم . سيف الدين اياز كوش مقدم موالى شيركوه گفت : اين كودك را پسنديده نيست به حكومت نشانيم مگر آنكه يكى از پسران صلاح الدين كفالت او را به عهده گيرد ، زيرا فرماندهى لشكر خود صنعتى است . پس همگان راى به الملك الافضل على بن صلاح الدين دادند . سپس نزد قاضى الفاضل رفتند . او نيز به الافضل اشارت كرد . اياز كوش او را از صرخد به مصر فراخواند . و او در آخر ماه صفر همان سال به مصر وارد شد . در همان حال كه الافضل به مصر مىآمد در راه او را خبر دادند كه قدس سر بر فرمان وى نهاده است . چون در پنجم ربيع الاول به بلبيس رسيد ، امراى مصر و برادرش الملك المؤيد مسعود به ديدارش شتافتند . برادرش الملك المؤيد براى او طعامى ترتيب داده بود و فخر الدين چركس مدبر دولت العزيز نيز طعامى و چون خوردن از طعام برادر را مقدم داشت فخر الدين پنداشت كه اين كار بدان سبب است كه با او دل بد دارد . پس نزد او آمد و اجازت خواست كه براى دفع فتنهاى كه ميان دو طايفه از عرب افتاده است ، عزيمت كند . الافضل نيز اجازت داد . فخر الدين به قدس رفت و آنجا را تصرف كرد . جماعتى از موالى صلاح الدين از جمله قراجا زرهكش [ ( 2 ) ] و قراسنقر نيز به او پيوستند و با آمدن ميمون قصرى پشتشان قوى شد و شوكتشان افزون گشت و آهنگ عصيان بر الافضل كردند و نزد الملك العادل كس فرستادند و او را نزد خود فراخواندند تا همراه ايشان به مصر برود و آن را بگيرد ، ولى الملك العادل كه هواى تصرف ماردين را در سر داشت شتاب ننمود . الملك الافضل در باب موالى صلاح الدين به شك افتاد و كسانى چون شقبره [ ( 3 ) ] و آيبك فطيس [ ( 4 ) ] و البكى را دستگير كرد . جماعتى از ايشان به ياريشان در قدس پيوستند . الافضل نزد
--> [ ( 1 ) ] متن : جهاركس . [ ( 2 ) ] متن : قراجا الدكرمس . [ ( 3 ) ] متن : شقيره . [ ( 4 ) ] متن : انبك مطيش .